تبلیغات
ایل من بختیاری - داراب افسر بختیاری
 
شنبه 10 مهر 1389 :: نویسنده : محمد نوری
 گر کسی پرسید افسر کیست بر گویش جواب       بختیاری زاده افسرده جانی بیش نیست

حسین افسر
فرزند داراب افسر در باره پدرش می گوید:
« داراب افسر در سال 1279شمسی در چقاخور بختیاری متولد شد. پدرش آ اصلان از طایفه احمد خسروی و مادرش بی بی گوهردختر حسینقلی خان ایلخانی بود. کودکی های داراب افسر درمیان کوههای شگفت انگیز بختیاری،  لاله های واژگون ، غوغای ایل وکوچ و مردمان ساده و صمیمی گذشت و اینها همه در روح او آنچنان ژرف تاثیر نهاد که جلوه های آن درشعر وی ، شگرف و بدیع بوده وسرشار از این تصاویر زیباست. داراب در مکتب ، خواندن و نوشتن را آموخت و روح بیقرار و هوش استثنایی اش او را که تشنه آموختن هرچه بیشتر بود یاری  دادند که در نه سا لگی قرآن را ازحفظ باشد. داراب در کتابخانه دایی خود سردار اسعد بختیاری ، این فاتح مشروطه که خود ادیبی اندیشمند  بوده به گنجینه بزرگی از تاریخ وادبیات ایران و جهان دسترسی داشت وتوانست که جام وجود خود را از این دریای علم و معرفت لبریز نماید  و صفای وجود خویش را در شبهای شاهنامه خوانی و خسرو و شیرین خوانی و ابیات  شورانگیز فولکلوریک  بختیاری در پیوند  میان شعر و موسیقی بیابد.

   داراب افسر در طول سفرهای زیادی که به اصفهان و تهران داشت توانست با شعرا و اندیشمندان هم عصر خویش همانند ملک شعرا بهار وپژمان بختیاری و بسیاری دیگر از فرزانگان ، مجالست و دوستی نماید و با شرایط سیاسی اجتماعی آنروز کشورش آشنا شود.
حاصل این همه ، دیوان شعر داراب افسر بختیاری  است که تنها  قسمتی از اشعار او را  در بر میگیرد وحتی همین نیز آ نچنان سرشار ازاستحکام ، ظرافت و تصاویر زیبای شاعرانه بوده و معانی بلند عارفانه ،  وطن پرستانه و عاشقانه را در خود جای داده است که مورد تحسین فرهیختگان همزمان و بعد از خود قرار گرفت. وآنچنان با قدرت و صلابت ، کلام و زبان  بختیاری  را  به زیبایی به شعر جاری ساخت که اینک فرهیختگان دیار بختیاری او را پدر شعر بختیاری  می نامند . همچنانکه ملک شعرای بهار در مورد او گفته بود : کاری که فردوسی در مورد زبان فارسی انجام داد افسردر زبان بختیاری انجام داده است.
داراب افسر در سال 1320شمسی از چغاخور بختیاری به اصفهان رفته و ساکن گردید ولی از هر فرصتی برای بازگشت به بختیاری و دیدار مردمان مهربانش تا زمانی که بیماری او را ازپای انداخت استفاده میکرد.
اشعار این شاعر شوریده بختیاری  آمیزه ای  از جلوه های زندگی ، اندیشه های والا ، عرفان ، احساسات میهن پرستانه وعشق به  سرزمین بختیاری است که نمود آن را در شعرهای رستاخیز مسجد سلیمان ، خداییه ، همیلا و کلاریه  بدرستی  می توان دید . اما جدای  از همه اینها افسر که همواره شیفته مولایش حضرت علی ابن ابیطالب(ع) بود  شعر مدح حضرتش را همیشه با شور و اشتیاق وصف ناپذیری میخواند  و تا واپسین دم حیاتش نام علی (ع) بر زبانش جاری بود. شعر « عمرویه» حماسه  نبرد  حضرت علی (ع) در جنگ خندق ازشاهکارهای مسلم شعر به گویش بختیاری است.
داراب افسر بسیارمهربان ، خوش سخن و نیک رفتاربود، محضرش شوری داشت وکلامش گرمی خاص، برای سخاوت و بخشش به دیگران حد و مرزی نمی شناخت بارها او را دیدند که در سرمای زمستان کت خود را به فقیری رهگذر بخشید.
افسرکتاب رمانی هم به نثر نوشته به نام «گل سعادت» که ماجراهایش در سرزمین بختیاری می گذرد و یک روستای خیالی به نام « نوآباد» را توصیف می کند. ساکنان روستا یا  قهرمانان داستان ، عشایر ساده و با صفایی هستند که غمها و شادیها به هم تقسیم کرده اند این کتاب هنوز چاپ نگردیده است. کتاب دیگر وی که « تاریخ بختیاری» نام داشته دیگر در دسترس نیست و اوراق آن از بین رفته است و در دسترس نمی باشد.
داراب افسر دوبار ازدواج کرد که حاصل آن پنچ فرزند می باشد.همسراول وی دخترعمویش بی بی فاطمه و همسر دومش عطیه خضوعی دختر موسیقیدان معروف اصفهانی میرزا حسین ساعت ساز بود.
داراب افسر در سال 1337 شمسی به علت سکته ،  نیمی از بدنش فلج و خانه نشین گردیدو همسر نازنینش از او پرستاری می کرد. در وصف حال خود می سراید:
                من کیستم به غیر ز پا افتاده ای                     بیچاره ای ضعیف و دل از دست داده ای
                در کشتی شکسته هجران نشسته ای         در بحر بیکرانه محنت فتاده ای
                با پای لنگ راه به منزل چسان برم                  با شهسوار حسن نپاید پیاده ای
                افسر اگر که روز سپیدت سیاه شد               نبود عجب از آن که سیه بخت زاده ای

داراب افسر در یکی از روزهای پاییز سال1350 شمسی در اصفهان چشم از جهان فرو بست و در تخت فولاد  اصفهان ، تکیه میر بخاک سپرده  شد، در حالی که بدرستی سروده بود:
            افسر ای فخر بسه سی تو که بعد از مرگت                 اسم لرتا به ابد زنده ز اشعار  تونه       
                 
داراب افسر از سن سی سالگی شروع به سرودن شعر نمود.  اما كیست كه نداند شعر همزاد كودكان بختیاری از تهده های بر دوش بسته مادران است و لالایی خواب و نوازش بیداری كودك بختیاری هارمونی حماسی طبیعت و شجاعت و صداقت بوده و هست و سرنوشت چنین است كه هر كودك بختیاری شاعر به دنیا آید
 داراب آنچنان در سرودن اشعار بختیاری به شیوائی و استواری اهتمام نمود که اینک فرهیختگان دیار بختیاری او را پدر شعر بختیاری می نامند اشعار دارب افسر دز زمینه های عرفانی، عاشقانه، سیاسی و در قالب های قصیده،غزل، قطعه، و... سروده شده است.
داراب شعرهای بسیاری سروده، اما متاسفانه تنها 1500 بیت از شعرهایش تاكنون چاپ و منتشر شده است.از جمله معروفترین سروده های وی به گویش بختیاری می توان به اشعار «خدائیه»، «عمرویه» و « همیلا: مناظره پسر لر با دختر شهری» و « رستاخیز مسجدسلیمان »  اشاره کرد. شعر بختیاری با اشعار دارب به کمال رسید.
کتاب دیوان داراب افسر تاکنون دهها بار به چاپ رسیده و مورد استقبال فراوان قرار گرفته است.

شعر داراب ویژگی ها و ابعاد متفاوت ومتعددی دارد:
1 - آزادگی و بی اعتنایی به دنیا:
وی شاعری آزاده و بی اعتنا به دنیا است که عقیده دارد:
          چه حاصل است زعمرم جز اینکه می گویند                 گه افسر آمد و این قصه را سرود و گذشت
2- داراب افسر را باید به حق شاعری ملی و وطن دوست بدانیم كه نقد استعمار از ویژگی های بارز شعر وی است. روح آزادگی وی در ستیز با استعمار متاثر از روحیات ایلی است که داراب هم همچون هم تباران خود با آن زاده شده بود. شعر « تیارت» یا همان « تئاتر » كه به « رستاخیز مسجدسلیمان » معروف شد، اولین شعرش به گویش بختیاری است. از بهترین نمونه های  نگاه ضد استعماری این شاعر فقید است كه از لحاظ موضوع و ابراز احساسات ملی بهترین نمونه حس ملی گرایی در داراب افسر به‌شمار می‌رود.
 داراب خود در مقدمه ای كوتاه بر شعر مذكور می نویسد :
« زمانی كه بیگانگان در كشور ما منابع سرشار میهنمان را ظالمانه مورد تجاوز خود قرار داده و در این راه از هیچگونه ظلم و تعدی خودداری نمی كردند ، آنچنان احساسات میهن پرستانه ام تحریك شد كه این اشعار را كه آهنگ مخصوصی دارد و اینك یكی از دل انگیز ترین آوازهایی است كه   در میان مردم متداول است ، سرودم
شعر رستاخیز ، داستان شخصی به نام « كابنگرو » است که پس از سالها سر از قبر بیرون آورده و به تماشای مسجدسلیمانی می نشیند كه عملیات حفاری و استخراج نفت در آن  جریان دارد و استعمارگران در آن خانه ها و جاده ها ساخته اند و با آن طبیعت بكر قشلاقی روزگار كابنگرو بكلی متفاوت است. وی  حیرت زده ، با دیدن مظاهر مدنیت جدید و  هر چیز جدیدی مانند اتومبیل ، جاده آسفالت ، منجنیق سر چاه ، دیگ های بزرگ نفت ، سیم تلگراف ، كارخانه و فرد انگلیسی حیرت خود را نشان می دهد .
  پرسش های كابنگرو از دخترش « گلی جون » آمیزه ای ازحیرت و تفکر را به نمایش می گذارد. كابنگرو با دیدن فرزند خود « محمد خون » ( راننده ماشین رئیس نفت) استعمار را به نقد و چالش می کشد. نگاه داراب به مقوله استعمار همان نگاهی است كه در فضای علمی و تحلیلی تاریخ آن را دو رویه تمدن بورژوازی غرب نامید اند. داراب از محدود كسانی بود كه در آن ایام در پشت این مظاهر فریبنده رویه اصلی بورژوازی غرب را شناخت و از استعمار نقد كرد و از این منظر می توانیم مرحوم داراب را شاعری فراتر از روزگار و زمانه خود بنامیم !
جسارت داراب در بیان اندیشه ضد استعماری اش در دوران رژیمی كه خود ریشه در استعمار داشت نیز ستودنی است . هر استبدادی بدون شك مرئی یا نامرئی ریشه هایی در یك نظام استعماری دارد و استعمار برای چپاول بهتر همواره مستبدانی را پرورش می دهد تا معترضان كمتری داشته باشند و جسارت داراب به رغم مشكلاتی كه این نقد استعماری می توانست برایش داشته باشد بسیار ستودنی است .
داراب شعر خود را با این ابیات زیبا به پایان می برد كه:
            اردشیر كردی ایرون گلستون                      ندونست آخرس ابرس انگلستون
            حالا به طاق كسری جغد انشینه                ایرونی كور با ئی روز نبینه
           مادر وطن اگو شیر مو حلال                         هر كه نشتی بورن نفت شمال
 منظور وی تلاشهای ملی گرایان در عدم واگذاری امتیاز نفت شمال ( دریای خزر ) به بیگانگان بوده است . 
3- دلبستگی شدید به اهل بیت علیهم السلام:
 مدحی كه برای امام علی(ع) امام اول شیعیان سروده است. شعری كه بیش از همه مورد علاقه خود داراب بوده
4-  جهانبینی داراب و شعر او را می توان در « خدائیه » یافت که چگونه به چالش با خدا می پردازد و عمق نگاه و جهان بینی پاک و بی ریای شاعر را به تصویر می کشد.
5-نگاه جامعه شناختی او را در« همیلا »  با ظرافت تمام تقابل سنت و مدرنیته و تحولات سریع در جامعه  را آشکار می کند
6-  در اشعار«  عمرویه » و « رستاخیز مسجدسلیمان » و اشعاری از این نمونه می توان نگاه تاریخی و انتقادی شاعر را مشاهده کرد





نوع مطلب : ایل بختیاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


ایل من بختیاری
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد نوری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
a href="http://www.ehda.ir">


دریافت كد ساعت