تبلیغات
ایل من بختیاری - سرنوشت بَردِگُوری‌ها سرزمین بختیاری در پناه ثبت ملی یا آناهیتا
 
ایل من بختیاری
https://telegram.me/bimeh_passargad
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد نوری
نویسندگان

در ادیان ایران باستان، به علت اعتقاد به مقدس بودن خاك از دفن كردن اجساد خودداری كرده و آنها را در محفظه‌هایی كه بر پیكر صخره‌ها می‌تراشیده‌اند قرار می‌دادند. در معماری تاریخی ایران به این آثار گوردخمه می‌گویند. در گویش بختیاری هم گوردخمه‌ها را بَردِگُوری می‌خوانند؛ برد به معنای سنگ و گور به معنای گبر است. مردم بختیاری رو به آب‌های روان، كه باور دارند آرمون‌(آرزو)های آنها را برآورده می‌كند، سینه گشاده شده زاگرس را به دیده احترام و احتیاط می‌نگرند. احتیاطی از جنس احترام كه زاییده باورهای دیرینه آنها در بارور كردن و جاودانه ساختن روح مردگان‌شان است.

فروغ راستی در كرانه‌های كارون
در فرهنگ ایران آب نماد باروری و یكی از نمادهای جاودانگی است. از سویی آب بازتابنده نور خورشید بوده و از این روی نماد روشنایی هم به شمار می‌رود. بر اساس مستنداتی كه در باورها و ادیان كهن ایران باستان در سنگ‌نگاره‌ها و حجاری‌های معماری صخره‌ای هویدا است، نقر گوردخمه‌ها یا آرامگاه‌ها رو به سوی آب‌های روان، نشان از جاودان كردن روح متوفی داشته كه درون‌مایه آن احترام و تقدس به روشنایی است؛ چرا كه در آیین میترا و آیین زردشتی، آتش و روشنایی جایگاه والایی داشته است و آن را پاك‌كننده كژی‌ها و فروغ راستی می‌پنداشته‌اند.
بدین روی رودخانه بازفت، چشمه كوهرنگ و دیمه از سرچشمه‌های كارون بزرگ و زاینده‌رود در بازفت و میان‌رودان، بَردِگُوری‌هایی چون كچوز، چری، نازی، دزداران و چال گوری را در پناه خود در سینه صخره‌های تاراز و زردكوه بختیاری جای داده است و آن سوتر هم در دیناران و پشتكوه چون تنگ قراب، لاخشك، سرمور و تنگ لشتر، در جوار چشمه سردآب و كرانه‌های رودخانه كارون بَردِگُوری‌هایی در دامنه‌های تراشیده كوه‌های هفت‌چشمه و كلار حجاری شده‌اند.

زندگی به امید آناهیتا، در بیم نابخردان
بیشتر از ۵۰ بردگوری در چهارمحال و بختیاری وجود دارد كه از این تعداد، ۳۸ بَردِگُوری به ثبت ملی رسیده تا با حمایت قانون با پشتوانه حفاظت از میراث ملی از گزند تیشه نابخردان در امان باشند. عامه معتقدند در نزدیكی بَردِگُوری‌ها دفینه‌هایی وجود دارد كه روح بردگوری از آنها مواظبت می‌كند و نگاه پیكره‌های حجاری شده در كنار برخی از بَردِگُوری‌ها اشاره به محل دفن گنج دارد. البته بردگوری‌ها در چهارمحال و بختیاری، حجاری تزیینی با نمادهای آناهیتا یا پیكره‌ها ندارند اما در باغ ملك خوزستان، بَردِگُوری «رودنو» جز معدود گوردخمه‌ها در منطقه بختیاری است كه دارای نقش‌برجسته‌ای از پیكره انسان بوده است. شوربختانه نقش برجسته این بَردِگُوری كه به ثبت ملی هم نرسیده بود! سال گذشته با موادمنفجره تخریب شد. در خوزستان نیز كه گرمسیر بختیاری‌ها خوانده می‌شود، بَردِگُوری‌های زیادی وجود دارد مانند مجموعه بَردِگُوری‌های روستای پیر گوری در اطراف شوشتر و بَردِگُوری‌های رامهرمز و گتوند.

حكایت خرفت‌خانه از نگاه یكجانشینان
سامان فرجی بیرگانی، پژوهشگر میراث فرهنگی در خوزستان درباره شمار و پراكندگی بَردِگُوری‌ها می‌گوید: در منطقه سرتنگ در روستای شیوند، جایی بین ایذه و لردگان یا در قلعه تل در نزدیكی ایذه با جمعیت محدودتر، تعداد بردگوری‌ها اندك بوده است ولی در جاهایی كه سكونت بیشتری وجود داشته تعداد بَردِگُوری‌ها نیز بیشتر بوده است مانند بَردِگُوری‌های گتوند و رامهرمز در خوزستان و بردگوری چشمه‌ناز در چهارمحال و بختیاری.
این كوشنده میراث با اشاره به برخی از باورهای یكجانشینان درباره بَردِگُوری‌ها یادآور می‌شود: باوری كه بعدها به وجود آمد این بود كه بَردِگُوری‌ها را خرفت‌خانه می‌انگاشتند. به این معنی كه عشایر به موقع كوچ، پیران را در بَردِگُوری‌ها قرار می‌دادند و به مناطق ییلاقی می‌رفتند. اما دلایلی وجود دارد كه این ادعا مبنی ‌بر محل سكونت بودن بَردِگُوری‌ها را رد می‌كند؛ بَردِگُوری‌ها پله ورودی ندارند و به‌گونه‌ای ساخته شده‌اند كه قابل دسترسی نیستند. بعضی از این فضاها آنقدر كوچكند كه تنها به اندازه یك انسان آن هم به حالت درازكش جا دارد، مانند بَردِگُوری‌های كبوتردره در شمال شوشتر كه فضای محدودی داشته‌اند یا بَردِگُوری روستای دم‌تنگ منطقه لالی در نزدیكی مسجد سلیمان كه به اندازه یك جسد فضا دارد. با این وصف و با توجه به تراكم آیینی كه در مردم بختیاری وجود دارد بعید است كه زندگان را به امید مرگ در بَردِگُوری‌ها رها كنند.

كیخسرو و شاهی هنر در ایران
معماری صخره‌ای گوردخمه‌ها در خوزستان و چهارمحال و بختیاری با گوردخمه‌هایی كه در غرب ایران دیده می‌شود تفاوت دارد. تفاوت در ظرافت حجاری بر بدنه صخره‌ها و نوع ورودی آنها كه همه به دلیل سیطره حكام محلی ایلیمایی در دوره‌های اشكانی بر زاگرس مركزی است.
اگر بخواهیم در معماری گوردخمه‌ها با نگاه تاریخی بكاویم باید گفت بعد از آنكه هوخشتره شاه مادی یا همان كیخسرو، فرمانروای بی‌همتای اوستا و شاهنامه، نخستین شاهنشاهی آریایی‌تباران را بنیان نهاد، توسعه و پیشرفت چشم‌گیری در همه شوون هنر به‌ویژه در هنر معماری صخره‌ای شكل گرفت. چگونگی این هنر معماری را خصوصا در گوردخمه‌ها یا آرامگاه‌هایی كه در دامنه كوه‌ها و صخره‌ها كنده شده‌اند می‌توان مشاهده كرد. در دوره هخامنشی كه ظرافت در حجاری و انواع معماری صخره‌ای به اوج خود رسیده بود، پای هنر از نمایش نیازهای اعتقادی و مذهبی فراتر رفت و برای نمایش قدرت و عظمت شاهنشاهی‌ها به كارگرفته شد. اما بعد از هخامنشیان، با روی كار آمدن اشكانیان تا ظهور حكومت ساسانیان كه در حدود پنج قرن و نیم به طول انجامید، تقریبا از شاهكارهای حجاری خبری نیست.
تخت كی هنر از پارسه تا باختر
ایلیماییان یا در واقع همان ایلامیان در دوران هخامنشیان در انزوای سیاسی به سر می‌برده‌اند اما با روی كار آمدن اشكانیان تا حدودی قدرت از دست رفته را باز یافتند. در خوزستان و چهارمحال و بختیاری كه بخش اصلی قلمرو ایلیماییان بوده است، حجاری‌های زیادی وجود دارد مانند آنچه كه در اشكفت سلمان (در نزدیكی ایذه) در خوزستان یا در تنگ سااوالك در چهارمحال دیده می‌شود اما در مقام مقایسه با حجاری‌هایی كه در دوران هخامنشی یا مادی دیده می‌شود، ظرافت چندانی ندارند.
در گوردخمه‌های هخامنشی و مادی ـ كه بیشتر در استان فارس، آذربایجان غربی و كرمانشاه دیده می‌شوند ـ هنر حجاری، اعتقادات دینی، باورها و عظمت شاهان را به نمایش می‌گذارد اما حجاری در گوردخمه‌های مربوط به دوران ایلیمایی بیشتر كاركرد تدفین داشته و باورها و اعتقادات كمتر در حجاری‌ها نمایان شده‌اند. شاید دلیل آن را بتوان در قدرت سیاسی محدود ایلماییان دانست یا كمرنگ شدن هنر درتمام جنبه‌ها خصوصا در هنر حجاری از دوران اشكانیان تا ظهور ساسانیان.
اما از طرف دیگر باید گفت از زمان روی كار آمدن جانشینان اسكندر، خصوصا در زمان اشكانیان كه دین‌های مختلفی داشتند، روش‌های تدفین گوناگون شد و رعایای زرتشتی مردگان خود را در استودان‌هایی كه در دل صخره‌ها حجاری می‌شده تدفین می‌كرده‌اند. بنابراین از این دوران گوردخمه‌ای به شكلی كه در دوران هخامنشی یا مادها برای شاهان ساخته می‌شده خبری نیست و پس از قرار دادن تعداد معینی از اجساد، درب آنها با سنگ و آهك مسدود می‌شده است.

كوهرنگ و زاگرس در بزرگداشت راستی
زرتشتیان پریستاران آتش و آب‌اند؛ مهر و آناهیتا از عهد قبل از زرتشت یعنی دو هزار و ۴۰۰ سال پیش از میلاد دارای اهمیت بسیار بوده‌اند و بعدها به صورت موثری در اوستا راه یافتند.
آنچنان كه گفته شد ایرانیان باستان همواره در بزرگداشت این عناصر، در بیشتر وجوه معماری خود از هر كدام به‌گونه‌ای متناسب بهره می‌برده‌اند. مكان‌های مقدس و گورستان‌ها را رو به سوی طلوع خورشید یا رو به آب كه نور خورشید را بازتاب می‌دهد، بنا می‌كرده‌اند و از نماد‌های آتش و آب كه هر دو از ایزدان بلند مرتبه بوده‌اند در تزیین بناها و انواع معماری به كار می‌بردند.
گوردخمه‌های مناطق بختیاری، دلبستگی به عناصر آتش، آب، خاك و هوا را در سینه زاگرس و در كنار آب‌های روان دیمه و كوهرنگ یا بر كرانه‌های كارون و زاینده‌رود به نمایش می‌گذارند و در اطراف این گوردخمه‌ها از تزیینات حجاری در بازتاب باورها و نمادهای آتش و آب بهره برده نشده است. به این‌ترتیب بیشتر گوردخمه‌های این مناطق متعلق به دوران سلوكی و اشكانی است. دورانی كه ایلماییان بر این مناطق سیطره داشته‌اند.

منبع:ایبنا و روزنامه شرق





نوع مطلب : ایل بختیاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 6 فروردین 1395 08:26 ب.ظ
Ali bood
جمعه 6 فروردین 1395 08:26 ب.ظ
Ali bood
یکشنبه 21 خرداد 1391 12:54 ب.ظ
ممنون از این که درباره ی بختیاری ها مطلب نوشتی مرسسسسسسسسسی.اییییییییل من بختیاری
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
a href="http://www.ehda.ir">


دریافت كد ساعت