تبلیغات
ایل من بختیاری - ساختار سیاسی و اجتماعی ایل بختیاری
 
ایل من بختیاری
https://telegram.me/bimeh_passargad
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد نوری
نویسندگان
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد نوری

  بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی، اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی*

نویسنده :دکتر عزت الله عبدالهی نوروزی*  

چكیده
ایل بختیاری یكی از ایلات مهم و مقتدر جنوب ایران بوده است كه در طول تاریخ خود، فراز و فرود بسیاری داشته و نقش به سزایی در تاریخ ایران و تحولات این كشور ایفا نموده است . ساختار اجتماعی سیاسی بختیاری ها از الگوی خاصی پیروی نموده است و در طول تاریخِ دچار تغییر گردیده است ، قدرت در بختیاری برخلاف جوامع عشایری دیگر از سطوح ولایه های مختلفی تشكیل شده بود.ساختار تیره ای بختیاری را، كه از كوچكترین جزء یعنی خانواده یا بهون(سیاه چادر) تا بزرگترین آن یعنی شاخه (لنگ) را دربر می گرفت خود به خود باعث تفرق و پراكندگی قدرت  می گردید به هنگامی كه همه این اجزاء با یكدیگرمتحد و یكپارچه می شدند تشكیل ایل یا اتحادیه ایلی را  می دادند .
اگرچه در گذشته خوانین در رأس ساختار سیاسی و كلانتران ، كدخدایان و ریش سفیدان به ترتیب بعد از آن ها قرار داشتند، اما با قدرت گرفتن دولت مركزی و گسترش پاسگاه های نظامی به تدریج از قدرت خوانین كاسته شد و ساختار سیاسی بختیاری ها دچار تغییر گردید، به طوری كه امروز خوانین در ساختار قدرت بختیاری ها جایگاهی ندارند

اینكه ساختار قدرت سیاسی و اجتماعی در گذشته جامعه بختیاری چگونه بوده  ودر طول زمان چه تغییراتی داشته است و عوامل این تغییرات چه بوده اند؟ مسأله ای است كه در این مقاله مورد بررسی  و تحقیق قرار گرفته است .و هدف  از این پژوهش« بررسی تحلیلی ساختار قدرت در ایل بختیاری» از قاجاریه تا انقلاب اسلامی  است، این مقاله با روشی توصیفی و تحلیلی بر پایه منابع كتابخانه ای درصدد پاسخ گویی به این مسأله است و پس از ارزیابی داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل آنان به سازماندهی و استنتاج از آن پرداخته است.

واژه های كلیدی :  ساختار قدرت،ایل بختیاری،طبقات،خوانین.

مقدمه
بختیاری ها بزرگترین ایل ایران هستند که در محدوده ی جغرافیایی شامل شمال و شرق استان خوزستان،قستمی از استان های لرستان،چهارمحال وبختیاری و اصفهان سکونت دارند.اگرچه حاکمیت خوانین، وابستگی شدید به روسای قبایل ، زندگی کوچ نشینی وابسته به چراگاه و مراتع ، اقتصاد معیشتی و دامپروری، وحدت قبیله ای و عصبیت قومی و نظام خویشاوندی پدر تباری و مرد سالاری و همبستگی های سببی و نسبی از مشترکات ایلات ایران می باشد ، اما ایل بختیاری از لحاظ شکل ساختار سیاسی و سارمان اجتماعی وجوه تمایزی با ایلات دیگر دارد. 
       آشنایی با ساختار اجتماعی وتشکیلات درونی جامعه بختیاری در گذشته و امروز می تواند کمک شایانی به شناخت دقیق این گروه از مردم ایران نماید اگر چه سئوال اصلی مورد نظر در  مقاله این است که: «ساختار قدرت سیاسی اجتماعی ایل بختیاری از عصر قاجار تا انقلاب اسلامی چگونه بوده است ؟» اما در همین زمینه به سئوالات فرعی دیگری نیز پرداخته شده است که این سئوالات عبارتند از :
     - ساختار قدرت سیاسی و سازمان اجتماعی بختیاری ها در گذشته وامروز چگونه بوده است؟
    - طبقات قدرتمند که در رأس هرم قدرت بختیاری قرار داشتند کدامند وچه تغییراتی در وضعیت آن ها بوجود آمده است ؟

فرضیه ها
- ساختار قدرت سیاسی اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی دچار دگرگونی شد. خوانین جایگاه خود را از دست دادند ،شیوه زندگی مردم، سنت ها و رسوم اجتماعی و نظام معیشتی آنان دچار تغییر شد .
- به نظر می رسد عواملی مانند کاهش قدرت خوانین و از دست دادن جایگاه سیاسی و اجتماعی آنان، گذار از زندگی کوچ نشینی به یکجانشینی ،سیاست اسکان عشایر پهلوی اول و کاهش اتکاء بختیاری ها به اقتصاد معیشتی و دامپروری در تغییرات ساختار سیاسی و سازمان اجتماعی آنان تأثیر داشته است.
ساختار هرم قدرت سیاسی اجتماعی بختیاری ها نسبت به گذشته دگرگون گشت و از میزان قدرت طبقات بالای هرم قدرت مانند خوانین، کلانتران کاسته شده است.
   درزمینه پیشینه تحقیق یا قلمرو موضوعی نزدیک به آن اگرچه در برخی منابع تاریخی نظیر تاریخ بختیاری  نوشته سردار اسعد بختیاری، یادداشت ها و خاطرات سردار ظفر بختیاری مطالبی نگاشته شده است،لیکن تاکنون در تحقیقات جدید در حد تتبع، به طور مستقل پژوهشی منسجم، مبتنی بر «بررسی ساختار قدرت در ایل بختیاری »انجام نشده است ،هرچند باید از اقدام سکندرامان اللهی بهاروند یادکرد که در اثر خود« قوم لر» به بیان مطالب مختصری درباره ی این موضوع پرداخته است همچنین باید از  محققانی هم چون جواد صفی نژاد در کتاب لرهای ایران ،غفارپوربختیار درکتاب جامعه بختیاری و تحولات
ایران اشاره نمود که درآثار خود به صورت گذرا و محدود در این زمینه مطالبی را بیان کرده اند.
مقاله حاضر را می توان پژوهشی مستقل و تحلیلی درباره ی این موضوع «ساختار قدرت سیاسی و اجتماعی در ایل بختیاری» محسوب کرد. دراین پژوهش چگونگی شکل گیری ساختار اجتماعی بختیاری ها ، سازمان اجتماعی و هرم قدرت آنان و ساختار سیاسی جامعه بختیاری و طبقات صاحب قدرت مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و با هدف تبیین و تحلیل ساختار قدرت اجتماعی و سیاسی بختیاری ها سازمان یافته است.

چگونگی شكل گیری ساختار اجتماعی بختیاری ها  

مطالعات باستان شناسی حیات مستمر گروه های انسانی در زاگرس میانی را از سی هزار سال پیش تا به امروز تأیید می کند .منابع فراوان آب و غذا از قبیل :رودخانه، چشمه سارها ،جنگل ودرختان میوه ی وحشی، گیاهان خوراکی ،شکارگاهها واراضی مستعد کشاورزی در حاشیه رودخانه ها ،پایین دست چشمه ها و جویبارها و بارندگی مناسب موجب گردید تا منطقه از هزاران سال پیش به عنوان کانونی مستعد برای تجمع و استقرار گروه های انسانی در آید .
خصلت اجتماعی انسان ،به علاوه نیاز وی به تعامل وهمکاری و مقابله با خطرات و تهدیدات او را به سوی زندگی گروهی وقبیله ای سوق داد .ضعف قدرت مرکزی در اداره مناطق وناتوانی در برقراری امنیت ،گروه های انسانی را به همبستگی بیشتر فرا می خواند.زندگی کوچ نشینی به شدت به مرتع وچراگاه وابسته است.كوچندگان از یک سو باید قلمرو خود را حفظ کنند واز سوی دیگر برای رسیدن به آن در ییلاق وقشلاق با خطراتی مواجه بودند. عبورازقلمرو دیگران،برخورد باطوایف وتیره ها درایل راه ها می توانست به جنگ ونزاع منتهی شود.عبور از گردنه های صعب العبور و رودخانه های خروشان ومسایلی از این
قبیل همبستگی گروهی را می طلبید تا بتوانند باتهدیدات،سختی ها و خطرات آن مقابله کنند .همه این ها عواملی بودند که سازماندهی وانسجام خاصی به قبایل وطوایف می بخشد و روابط اجتماعی عمیق ومستحکمی بین اعضاء بوجود می آورد وسرنوشت آنان را به هم گره می زد .
در جامعه ایلی فرد به شدت به گروه وجمع متکی است .طایفه منافع فردرا تضمین می کند .افراد برای حفظ منافع ،قلمرو وتامین امنیت گروه های منسجم ونظام یافته ای را بوجود آوردند با ادغام گروه های کوچک، گروه بزرگ تر با جمعیت بیشتری شکل گرفت که به تبع از قدرت بیشتری نیز  برخوردار بود و       می توانست موازنه قدرتی بوجود آورد که از یکسو امنیت بیشتر واز سوی دیگر خودداری طوایف از ورود به یک جنگ تمام عیار را به دنبال داشت .روسای طوایف وتیره ها نیز در شکل گیری سازمان اجتماعی طوایف نقش ویژه ای دارند .شخصیت ونفوذ آنان در میزان هم گرایی وانسجام اعضای طایفه بسیار مؤثر
است،یکپارچگی  بیشتر طایفه باعث فزونی قدرت محلی آن  می شود وهر چه طایفه قدرت بیشتر کسب کند،دامنه نفوذ روسا بیشتر می شود.
روسا هم تمایل شدید دارند تا طایفه از انسجام درونی ویکپارچگی برخوردار باشد وهم با طوایف دیگر پیوند برقرار کنند .زیرا گسترش ائتلاف ونزدیکی طوایف نه تنها تضادهارا کمتر بلکه طایفه حامیان بیشتری پیدا می کند.نظام خویشاوندی پدرتباری بختیاری ها نیز عامل دیگری است که ساختار اجتماعی خاص جامعه ایلی را شکل می دهد .این ساختار طی صدها سال به تدریج تکوین وبه شکل حكومت محلی اتابكان لر بزرگ پدیدار گشت و بعد از فروپاشی اتابكان هم تا دوره ی رضاشاه ادامه پیدا كرد.1
درمتون تاریخی و جغرافیایی مانند تاریخ طبری ، صوره الارض ابن حوقل ، تاریخ یعقوبی ، و  التنبیه و الاشراف مسعودی وبسیاری از منابع دیگر ،به سکونت طوایف کرد،لر،چادرنشین و کوه نشین در زاگرس میانی اشاره شده است.(ابن حوقل،1366: 29)و (یعقوبی،1356: 50و51) و(مسعودی،1365: 84) وحکایت از آن دارد که زندگی ایلی وساختار اجتماعی آن در این مناطق متداول بوده است . «حمدالله مستوفی» به وضوح به طوایفی اشاره می کند که در این منطقه اسکان یافته اند که هنوز با همان نام شناخته می شوند . ( مستوفی ،1364: 538)

سازمان اجتماعی جامعه بختیاری

ایل واژه ی ترکی – مغولی به معنای ولایت ، صلح و دوستی ، خیل و گروه ، دوست، رام و مطیع و مردم و جماعت است، این واژه در حیات تاریخی هزار و چندساله اش توسعه ی معنایی فراوان یافته است. کهن ترین سندی که واژه ی ایل در آن به کار رفته متعلق به ترک های سلجوقی است .( دایره المعارف بزرگ اسلامی ، ج 10، ص 698)مؤلف جامع التواریخ ایل را به معنای « مطیع و فرمانبردار »به صورت ترکیبی «ایل کردن »(مطیع کردن) و «ایل شدن»(مطیع و فرمانبردارشدن) به کار برده است.(همدانی،1362:ج1، 247-245) ایل یک گروه منسجم جمعیتی می باشدکه در یک قلمرو به هم پیوسته جغرافیایی سکونت دارند. در دوره ی  ایلخانان عنوان «ایل خان » برای فرمانروایان مغول ایران که تابع و مطیع خان بزرگ، هولاکو، بودند به کار رفت و ایلات به معنای جماعتی از مردم کوچنده و نیمه کوچنده، با ساختار اجتماعی – سیاسی خاص در فارسی کاربرد یافت.(دایره المعارف بزرگ اسلامی ، ج 10: 698و699)
ایل بختیاری به دو شاخه هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شود و هرشاخه شامل چند باب می شود، باب اصطلاحی است که وحدت جغرافیایی طوایف اقماری را با وحدت سیاسی توأم می نماید باب به صورت پسوند به آخر اسم اضافه می شودو مفهوم پیوستگی و همبستگی طایفه ای را می رساند  و هرباب شامل چند طایفه می شود. (دایره المعارف بزرگ اسلامی ، ج 11: 488و489)(میرزایی دره شوری،1373: 82-81)  
طایفه درسازمان اجتماعی بختیاری ها شامل گروه کثیری از افراد است که عواملی مانند، همخونی ، پیوندسببی ،همجواری وهم پیمانی میان آنان پیوندی عمیق وناگسستنی وهمچنین همبستگی جمعی شدیدی بوجود آورده است .اگرچه اعضاء یک طایفه جد ونیای مشترک خود رایك نفر می دانند،لیکن ممکن است تمام اعضای طایفه که جمعیت آن گاه به چند ده  هزار می رسد ،دارای نیای واحد مشترک نباشند.طایفه بیشتر به یک اتحادیه انسانی اجتماعی یا سیاسی شباهت دارد که متشکل از گروه های انسانی کوچکتری به نام تیره2می باشد.تیره ها بدلیل همخونی ،پیوندهای سببی ،همجواری،مقابله باخطرات وبرقراری موازنه قدرت با هدف دستیابی به امنیت،طایفه راکه ازنظر نیروی انسانی ،امکانات وقلمرو جایگاه والاتر و به تبع قدرت بیشتری دارد،بوجود آورده اند. (خسروی،بی تا،72و73)
افراد یک تیره غالباً همخون ودارای نیای واحد ومنشاء مشترک هستند ،افراد هرتیره نسبت به یکدیگر احساس همبستگی شدیدی دارند وازسوی دیگر با اعضاء طایفه (افراد دیگر طایفه)نیز احساس پیوند وتعلق خاطر می کنند .اما واحدهای ایلی هرچه از تیره ها فاصله بیشتری بگیرند .احساس همبستگی افراد کم رنگ تر وضعیف تر می شود .هرتیره به چند تش و هر تش به چند اولاد3 تقسیم می شود واز هر اولاد چندکُروبَو4 وهرکروبو به چند خانوار تقسیم  می شود . هرچند خانوار در قالب یک مال یا روستای کوچک و یا بخشی از یک روستا سکونت دارند .
 
    از نظر استقرار کوچک ترین قرارگاه« مال» است که می تواند از یک یا چند سیاه چادر ویا یک یا چند خانه روستایی تشکیل شود.افراد یک مال معمولاً اقوام بسیار نزدیک وافراد یک روستا نیز غالباً اعضاء یک اولاد،تیره یا طایفه می باشند .(صفی نژاد،1380: 130)
    طوایف مختلف بختیاری  از قدیم معمولاً متحدانی برای خود در نظر می گرفتند تا با تکیه برآن ها ،  آسان تر بتوانند با تهدیدات مقابله کنند.در این راستا گاهی دو طایفه یا هم پیمان می بستند که در شرایط مختلف از یکدیگر پشتیبانی کنند این پیمان در اصطلاح محلی «خین وچو5»نامیده می شود که هم باعث افزایش قدرت گروه های محلی می شد وهم نقش بازدارندگی ایفا می کرد وبه این معنی که موازنه قدرتی بوجود می آورد وطوایف را از ورود به جنگ تمام عیاری باز می داشت.
تقسیم بندی فوق که برای بختیاری ها ذکر شده در بین ایلات دیگر ایران کلی تربیان گردیده است در برخی مواقع واحدهایی چون باب ، طایفه و گاهی ایل با یک مفهوم استعمال می گردند. اگرچه ایل یک مفهوم کلی است که از اجتماع شاخه ها، باب ها و طوایف شکل می گیرد و طایفه واحدی از اعضای تشکیل دهنده ی ایل می باشد .(میرزایی دره شوری، 1373: 82-81)

ساختارسیاسی جامعه بختیاری و علل شكل گیری آن 
 
در ساختار سیاسی گذشته بختیاری ها حاكمیت بر اساس وحدت قبیله ای و قومی و تكیه بر سنت های ایلی بود. حاکمیت خوانین بختیاری بر شالوده قبیله استوار بود و قبایل در این دوران به دلیل این كه بهترین نیروی جنگی را تشكیل می دادند بر اهالی شهری برتری می یافتند . در واقع بیشتر حكومت های مهم ایرانی بر قدرت قبیلگی تكیه داشتند.(نیكی كدی، 1375 : 53)
عنصر دیگری كه در تقویت و تحكیم مبانی حاكمیت خوانین مؤثر بود، وجه كاركردی حاكم در تأمین امنیت و نظم بود . جوامع ایلی كه از نظر اقتصادی متكی به دام هستند و دائماً در پهنه وسیعی در حال كوچ برای یافتن مرتع و چراگاه جهت احشام خود هستند ، برقراری امنیت برای آنان امری ضروری و حیاتی است.
 در واقع خوانین بختیاری توانستند با تكیه بر همبستگی ایلی به یك حاكمیت بر مبنای وحدت قبیله ای و قومی برسند و براساس همین وحدت و همبستگی قومی و طایفه ای و باقدرت شمشیرزنی مردان ایل ، دیگر ایلات رقیب را از صحنه بیرون رانده و یكه تاز عرصه ی قدرت در سرزمین بختیاری شوند.
یکی از ویژگی های بارزجوامع ایلی در همه رده ها ،وابستگی شدید آنان به روسا ،بزرگان وافراد سرشناس است .روسا که نقش رهبری رادر بحران ها ،فراز ونشیب ها ،سختی ها ودر همه اوضاع واحوال برعهده دارند.عامل تقویت وتحکیم همبستگی وانسجام میان اعضاءطایفه می باشند و در جریان رقابت های محلی ، پیمان ها،حل وفصل مسائل،اختلاف ها،سازماندهی ایلی و امورمختلف نقش محوری ایفا می کنند . درجامعه ایلی مرد سالار به طور معمول قدرت رهبری وهدایت در دست مردان است .دراولادها ، تیره ها وطوایف به دلیل همخونی روساء با اعضاء و همچنین پیوند عمیق میان آنان ،روساء نفوذ قدرت خود را حفظ کردند واز احترام خاصی نیز برخوردار هستند ،نه تنها رهبری سیاسی رابر عهده دارند بلکه از نظر عاطفی نیز نقش پدرانه ودلسوزانه برای خود قایل هستند .(مجیدی،1371، 458تا463)
علل وریشه های نظام طایفه ای در این دوره از تاریخ ایران را باید در تحولات سیاسی واجتماعی آن زمان جستجو كرد ، هجوم های خارجی ،عدم وجود دولت مركزی قدرتمند ، عدم استقرار حاكمیت قانون ونظم سیاسی ، جنگ های داخلی و وضعیت خاص جغرافیایی منطقه در پیدایش نظام طایفه ای تأثیر داشته است .
از آنجا كه نظام طایفه ای بر اساس نسب وحسب قبیله ای استوار است وعصبیت طایفه ای از اركان مهم آن می باشد ، این ویژگی ها برای اعضاء طایفه جبر وناسیونالیسم قبیله ای و برای رهبران آن نوعی استبداد مطلق ایجاد می كرد . عموماً جامعه قبیله ای ،جامعه ای فاقد دولت است زیرا كه دولت به عنوان یك قدرت متمركز ، برتر از روابط نسبی وخانوادگی و مسلط بر آن ها عمل می كند .(جعفریان،1380: 15تا24)
در نظام طایفه ای ، متنفذان قوم مقام سروری طبیعی وخانوادگی دارند واساساً فردی از آنان به لحاظ داشتن خصلت های خاص ویا حتی نوعی انتخاب طبیعی ، براساس آن خصلت ها ،‌نقش ضعیفی از یك حاكم سیاسی را ایفا می كند .
افراد قبیله برای حفظ خود باید از یك سلسله مقررّات ویژه تبعیت می كردند، در آن میان عصبیت صفت ویژه افراد قبیله بود و منظور ازآن طرفداری وحمایت شدید افراد قبیله از یكدیگر است، به طوری كه هر فرد از حمایت بی چون وچرای قبیله خود برخوردار بود .لذا ساختار اجتماعی ایل بختیاری نیز بر اساس نظام طایفه ای وقبیله ای استوار بود از جمله مبانی اقتدار و نفوذ خوانین، حمایت ایلات ها و طوایف مختلف بختیاری،‌از آنان بود .

هرم قدرت در جامعه بختیاری

توزیع قدرت سیاسی در ایل بختیاری از ابتدای دوره قاجاریه تا به قدرت رسیدن پهلوی اول به شرح زیر بود.
1-دررأس ایل ،ایلخانی وحاج ایلخانی قرار داشتند .ایلخان بالاترین مقام ایل بود که حکم آن از طرف حکومت مرکزی صادر وابلاغ می گردید.(صفی نژاد، 1380: 160) در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه در سال 1265 برای اولین بار حکم ایلخانی حسین قلی خان بختیاری از طرف شاه صادر گردید. و حکم حاج ایلخانی را نیز برای برادرش امام قلی خان که به زیارت خانه خدا نائل گردیده بود صادر کرد و هر دو برادر در حکومت منطقه شریک بودند و قبل از این تاریخ واژه و لقب ایلخانی گری در بختیاری متداول نبوده و در زمان به قدرت رسیدن حسین قلی خان معمول گردید.(اوژن بختیاری،1346: 78و104)
2- طوایف بزرگ دارای کلانتر بودند که هر کلانتری از سوی خان مأموریت داشت که مسائل طایفه را حل وفصل نماید.
3-دررأس هرکدام از تیره ها کدخدایی قرار داشت که از سوی کلانتر مأمور انجام کارها بود واز سوی کلانتران به این سمت منصوب می شدند.
4-ریش سفید ازسوی کدخدا تعیین می گردید واو در میان تش ها محدود بود وهر تش یک ریش سفید وهرتیره چند ریش سفید داشت ،امروزه دیگردر سرتاسر بختیاری دولت تسلط داشته واز جانب دولت فرمانداران وبخشداران به منطقه اعزام می شود.(خسروی،بی تا،104)نمودار زیر بیانگر هرم قدرت و توزیع آن در گذشته بختیاری و مقایسه آن با زمان حال است .
                                       
     
  خوانین:
چگونگی انتخاب خان :
سابقه عنوان یا لقب «خان» در بختیاری روشن نیست، حداقل تا آغاز دوره ی زندیه منابع و اسناد و مدارک تاریخی وجود مقام و عنوان خانی را دربختیاری تایید نمی کنند بلکه تا آن زمان بزرگان و روساء را با لقب آقا، بیگ،ریش سفید و یا امیر یادکرده اند.(اوژن بختیاری، 1346: 17) لقب خان را حاکمان در دولت های  زندیه و پس از آن  قاجاریه به  بزرگان و رهبران بختیاری می دادند.(امیری ،1385: 446)
 خوانین به عنوان رهبران و روسای ایلات و عشایر اغلب از دو طریق می توانستند به مقام خانی دست یابند آن ها یا از طریق نسب و خون به این مقام و جایگاه می رسیدند بدین صورت که پدر و اجداد آن ها خان بوده و سپس مقام خانی به طور موروثی به آنان می رسید و یا اینکه شخصی بر اثر لیاقت ،کاردانی و یا شجاعت و جنگاوری می توانست خود را به بالاترین مقام جامعه خود کشانده و باعث شود تا دیگران او را و یا حتی اخلافش را« خان» خطاب نمایند.(پوربختیار، 1378: 29)
خان از میان یک خانواده مشخص انتخاب می شد،تمام افرادی ذکور این خانواده خان شناخته می شدند و هر یک از آن ها می توانست به عنوان خان قدرت را قبضه کند ،درصورتی که مادر یک خان «بی بی»بود امتیاز بیشتری بدست می آورد،چراکه پسرهایش می توانستند از این رهگذر سود بیشتری کسب کنند .(عکاشه، 1365: 57) برادرها، عموزاده ها احتمالاً می توانستند رقیبی برای خان شناخته شوند،زیرا که هیچ ضابطه یا قانونی وجود نداشت که یکی امیدوار باشد به این سمت انتخاب یا انتصاب خواهد شد.تمام اعضاء خانواده یک خان قابل احترام بودند ولی یک خان به خاطر لیاقت و شایستگی و تصمیم گیری های قاطعانه اش و اطاعت محض طایفه ازاو به طور طبیعی به این سمت انتخاب  می گردید. .(مجیدی ،1371: 462)
افراد ایل بطور سنتی از خان حرف شنوی داشند،خان شدن در ایل موروثی بود  ومعمولاً خان ها وبستگان آن ها به شاخه خاصی از ایل بستگی داشتند وخود را گروه ممتازی می دانستند و سعی وافر مبذول می داشتند تا این امتیاز را حفظ نمایند.(صفی نژاد،1368: 80)
شیوه های اعمال قدرت خوانین بختیاری
1- از طریق زور وقلدری:خان قدرت ونفوذ خود را با فشار وتهدید مکرر به زیر دستانش تحمیل می کرد ودر صورت لزوم رقبا و مخالفان خود را تهدید به مرگ می کرد .شیوه حکمرانی یک خان بیشتر به یک حاکم مستبد ومطلق العنان شباهت داشت وساختار و بافت اجتماعی ایلی اجازه نمی داد که زیردستان وتوده ی  مردم دربرابر قدرت خان مقاومت کنند ولی می توانستند درصورت لزوم با خوانین رقیب متحد شده و یا خان دیگر را غیر از طایفه خود به ریاست برگزینند. 
2- ایجاداختلاف وتفرقه بین طوایف ایل :خوانین ترجیح می دادند که همیشه نفاق و اختلاف بین طوایف باقی بماند وسرحدات ناامن ومغشوش باشد تااز این طریق قادر باشند مقام خود را حفظ کنند.
3- استفاده از قشون: خوانین با کمک قشون و افراد نظامی که در اختیار داشتند دستورات خود را اجرا می نمودند ،هرخان دارای یک دسته تفنگچی وگارد محافظ بود که همیشه درسفر وحضر از او مراقبت می کردند در بختیاری از این افراد به نام «خانه زاد»یاد می شد،در میان دربار یا عمله جات افرادی از قبیل پیشخدمت مخصوص ، انباردار،میرآخور برای نگهداری وتیمارکردن اسب ها ،شکارچی مخصوص ،آبدار باشی و دلقک دیده می شدند،خانه زادها یا نوکران همیشه آماده خدمت بودند ودر هنگام شکار یاسفر خان را همراهی  می کردند.
4- خوانین خود را مالک جان و مال مردم ایل می دانستند و بر این اساس هر کاری که می خواستندانجام می دادند وکسی یارای مخالفت باآن ها را نداشت .
از طرفی تمام زمین های مزروعی در قلمرو هر طایفه جزء ثروت خان به شمار می آمد ، هرنوع زمین یا ملکی که خرید و فروش می شد بایستی با اجازه خان یا نماینده اوصورت می گرفت وخان تنها کسی بود که می توانست زمینی بفروشدو یا خریداری کند و یا آن را به کسی اجاره دهد ویا قناتی احداث کند.دونوع مالیات به وسیله مأموران خوانین وصول می گردید؛یکی به نام گله داری یا شاخ شماری7 که در فصل بهار دریافت می شد.به این ترتیب که در مسیر حرکت ایل،پلهای احداث شده بود ومأموران مالیاتی در کنار پل ها مستقر می شدند واز هر رأس مادیان یا چهاررأس الاغ یا گاو یا بیست رأس گوسفند پانزده قرآن مالیات شاخ شماری دریافت  می کردند و دیگری مالیات خیش یازمین های مزروعی بود.(گارثویت،1373: 110)
5- دربرخی مواقع خوانین مورد حمایت دولت مرکزی قرار می گرفتند واگر خان قادر می شد که اغلب طوایف بختیاری را تحت فرمان خود درآورد و یا قلمرو بیشتری را تصرف کند از طرف دولت مرکزی به عنوان رئیس ایل بختیاری به رسمیت شناخته می شد ومورد حمایت قرار می گرفت.(صفی نژاد،1380: 160)
6- خوانین برای تحکیم موقعیت سیاسی خود سعی فراوان می کردند که نظر کدخدایان و سرپرستان تیره های مختلف را موافق خود نمایند واگر در این راه موفق می شدند به مراتب برقدرتشان افزوده  می گردید،برای انجام این عمل خان دو راه درپیش داشت یکی اینکه از طریق ازدواج های پیاپی شبکه خویشاوندی خود را گسترش دهد و یا به توطئه ونفاق در طایفه دست زده وموقعیت کدخدایان را متزلزل نموده تا بتوانند نظر آن ها را با نظریات خود هماهنگ نماید.( صفی نژاد،1368: 493)

اختیارات ومسئولیت های خوانین

- رابطه بین عمال حکومتی وکوچ نشینان : خوانین درزمستان معمولاً درچهارمحال بختیاری یا اصفهان ویا تهران اقامت داشتند و با جامعه شهری مرتبط بودند ومی توانستند از لحاظ اداری مشکلات ومعضلات طوایف خود را حل وفصل کنند.(گارثویت،1375: 44)
- ایجاد اتحاد وهمبستگی بین طوایف ایل خود از یک طرف وبا سایر طوایف از طرف دیگر تا از تخطی وتجاوز دیگران در امان بمانند از جمله مسئولیت های خوانین بود.
- خان در مسائل داخلی ،ترتیبات کوچ ومهاجرت را هم آهنگ وفراهم می کرد ودر نصب یا عزل کدخدا، کلانتر، حل وفصل نزاع های محلی ،راهنمایی وارشاد فرماندهان نظامی ،وصول مالیات ، عبور طایفه در هنگام کوچ در قلمرو دیگران نقش فعالی بازی می کرد .(صفی نژاد،1380: 160 و161)

- خان هر طایفه در قلمرو فرمانروایی خود چه از لحاظ قرابت سببی ونسبی وچه از لحاظ سیاسی واقتصادی با تمام رؤسای طوایف ومالکان وتجار شهری وحتی اجزاء حکومت در پایتخت همبستگی وارتباط نزدیک داشت ،خان با این نوع ارتباط زنجیره ای  قادر بود مشکلات طایفه را از طریق میانجی با گفتگوهای کدخدا منشانه حل وفصل کند.
خوانین بختیاری مشکلات ومعضلات طوایف ابواب جمعی خود را در ارتباط با جوامع شهری شحصاً حل وفصل می کردند.

علل کاهش قدرت خوانین بختیاری واضمحلال نظام خانی 

1- فرهنگ زدایی :در این راستا سعی شد که بختیاری ها را از تمام نشانه های مادی ومعنوی وفرهنگ سنتی دور نماید ،رشد فکری وفرهنگی بختیاری ها ،ایجاد مدارس در مناطق بختیاری، مهاجرت به شهرها و ورود تکنولوژی جدید،رسانه های جمعی وناکافی وپاسخ گو نبودن خرده فرهنگ بختیاری با نیازهای امروزه دلیل این فرهنگ زدایی بود.(خسروی،1370: 85)
2- ایل زدایی و فروپاشی نظام ایلی:که این موضوع نتیجه عامل اول بود وحکومتها نیز سعی می کردند نظام ایلی را از بین ببرند که در ابتدا خوانین را از ایل جدا و در پایتخت یا شهر های بزرگ سکونت دادند(کوپر،بی تا،18) و رؤسای ایل را مجازات وبرخی ازآن ها را اعدام واموالشان را مصادره کردند و به جای آن ها فرماندهان نظامی را منصوب نمودند،حذف خوانین از رأس هرم قدرت در بختیاری ها وجایگزین کردن فرماندهان نظامی به جای آن ها با حکومت رضاشاه آغاز وعصرجدیدی در زندگی کوچ نشینی ایران واز جمله بختیاری ها شروع شد .(نوروزی،1374: 79)
3-اسکان اجباری : با ورود ارتش به صحنه وبستن تمام ایل راه ها وگذرگاه های سعی در اسکان عشایر شد که این امر موجب تغییرات آشکاری در نظام قشربندی اجتماعی وسیاسی بختیاری ها گردید.(پورغفار، 1387: 414و415)
4- برنامه اصلاحات ارضی وملی کردن مراتع ودادن مجوز علف چراه ها به دامداران کلاً نظام سنتی سرپرستی جمعی به منابع از هم پاشید وتحرک اجتماعی سرعت گرفت و افراد زیادی از جمله خوانین در این دوره پایگاه قشری خود را تغییر دادند اما کلانتران وکدخدایان در پایگاه قشری خود قرار داشتند واز دولت مرکزی فرمان می بردند.(خسروی،1370: 85)
درمورد کاهش قدرت خوانین برخی از علل کاهش وسقوط آن ها به عملکرد این خوانین بر می گرددکه عبارتند از :
- خوانین خود را یک طبقه ممتاز نسبت توده مردم می دانستند و برای خود یک جایگاه طبقاتی ممتاز وجدا از مردم قائل بودند وخود را جدا از ایل می دانستند .(خسروی،1372: 64)
- خودکامگی واستبداد خوانین که حاکم مطلق العنان بودند باعث شد که در بین توده های مردم پایگاه وجایگاهی نداشته باشند .
- وابستگی ودست نشانده بودن بعضی از خوانین به دولت مرکزی،که قدرت این خوانین با قدرت پادشاهان ایران بستگی مستقیم داشت بدین معنی که در زمان پادشاهان ضعیف قدرت آن ها افزایش ودر زمان پادشاهان قدرتمند قدرت آن ها  کاهش واحیاناً از بین می رفتند.(آهنجیده،1374: 10)دولت های مرکزی با پی بردن به افزایش قدرت خان از حمایت و پشتیبانی او دست می کشید و چه بسا بر ضد خان موضع می گرفت (مکین روز، 1373: 174)
- تقسیم منطقه بختیاری به مناطق واستان های مختلف سبب اضمحلال سیستم خانی شدکه با قدرت گرفتن حکومت مرکزی وخلع ید خان ها ،محدودة بختیاری، محدود به بعضی از مناطق خوزستان و ارتفاعات مرکزی ایران شد .(امان،1369: 28)
- اختلافات دورن خانوادگی خوانین بختیاری که به دو قسمت ایلخانی وحاج ایلخانی تقسیم شدند و هرگروه نیز می خواستند خود در رأس ایل قرار گیرند.رقابت میان برادران ،عمو زادگان و یا میان عمو و   برادرزادگان و بالعکس سبب تضعیف مقام خانی می گردید.(پور بختیار،1387: 71) و نهایتاً با وقوع انقلاب اسلامی نظام ایلیاتی دچار تغییرات وسیع شد وشوراهای اسلامی جایگزین کلانتران وکدخدایان شد.





نوع مطلب : ایل بختیاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
a href="http://www.ehda.ir">


دریافت كد ساعت