تبلیغات
ایل من بختیاری - ساختار سیاسی و اجتماعی ایل بختیاری (2)
 
ایل من بختیاری
https://telegram.me/bimeh_passargad
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد نوری
نویسندگان
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد نوری

  بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی، اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی*

نویسنده :دکتر عزت الله عبدالهی نوروزی*   

ایلخان

بالاترین مقام سیاسی و اداری در جامعه بختیاری ایلخان بوده است که از میان خوانین و روسای طوایف انتخاب می گردید . ایل خان واژه ای ترکی مغولی است که به معنی خان،رئیس و فرمانروای ایل یا قبیله است.برای اولین بار واژه ی خان در اواسط قرن ششم هجری(بیهقی،1317: 70) وپس از آن  در اواخر قرن مذکور(راوندی، 1333: 174و172) به ثبت رسیده است و از آن پس رفته رفته در ایران گسترش یافته و در اواسط قرن هفتم هجری قمری هولاکوخان مغول را ایلخانان خوانده اند.(جوینی،1385: 130)زمانی ایلخان بر ایل و یا قبیله ای حکومت می کرد که آن ایل متحد شده و دست به تشکیل اتحادیه زده باشد و درغیر این صورت در
رأس هرکدام از طوایف یک ایل، خان های طوایف ریاست و حکومت می کردند.(امیری، 1385: 456)
خوانین بختیاری برای رسیدن به مقام ایلخانی و ایل بیگی بایستی دارای توانایی ها و ویژگی ها باشند در وهله اول ایلخان وایل بیگ بایستی در یک خانواده برجسته واصیل از یک طایفه قدرتمند بختیاری بدنیا آمده و پرورش یافته باشند.از لحاظ نسب وخون جایگاه والایی داشته و پدر واجداد آن ها خان بوده باشند .
ایلخانی در جامعه بختیاری وظایف و مسئولیت های سنگین هم در مقابل ایل و اجزاء آن و هم در مقابل شاه و دولتش برعهده داشت ،ایجاد نظم و امنیت در ایل ،دریافت مالیات طوایف ابواب جمعی و پرداخت کامل، منظم و به موقع آن به دولت، کمک نظامی به دولت به هنگام جنگ با بیگانگان ،دفاع از مرزها و یا سرکوب شورش های داخلی از جمله این وظایف بود.(مجله وحید،سال اول،ص 442)
ایلخانان در مقابل ایل نیز مسئولیت و وظایفی داشت که مهم ترین آن ها عبارت بودند از :
انتصاب خوانین طایفه ها و مقامات ایلی ، حفظ صلح و عدالت و آرامش ایل ، حل اختلافات میان طوایف و ایفای نقش قضاوت برای برقراری مصالحه، راهنمایی ایل در مسیر کوچ و دفاع از ایل در مقابل تجاوز دیگر ایلات از مهم ترین مسئولیت ها و وظایف ایلخان بختیاری در قبال ایل خود بود.(بیشوب، 1375: 130)

ایل بیگ

بعد از ایلخانان و در مقامی پائین تر از او ایل بیگ قرار داشت که در واقع معاون یا دستیار ایلخان بود رهبران و روسای طوایف بختیاری قبل از اینکه از جانب دولت ها و سلاطین به لقب و مقام خانی مفتخر شوند با لقب و عنوان «بیگ» خوانده می شدند.(اوژن بختیاری ،1346: ج1،17) 
ایل بیگ یعنی بزرگ ایل که امور داخلی ایل از قبیل جمع آوری مالیات،کارهای اداری، تنظیم امور املاک تجهیز قوا و سرپرستی طوایف مختلف را برعهده داشت، معمولاً ایل بیگ از بین نزدیکان ایلخان انتخاب می شد ، از نظرمقام سیاسی و تصمیمات فردی پس از ایلخان قرار داشتند.(صفی نژاد ،1381: 162)

کلانـــتران بختیاری

درهرم قدرت طبقات جامعه بختیاری که خان  حاکم مطلق وفرمانروای مستبد منطقه بود بعد از خوانین ، کلانتران بختیاری قرار داشتند که دارای قدرت ایلی بودند،این طبقه همواره درایل زندگی می کردند وپیوند بیشتری با مردم داشتند ودارای احترام وشخصیت بودند به دلیل اینکه مردم بختیاری به وضوح می دیدند که این طبقه درعزا و شادی دوش به دوش آنان هستند وریشه در ایل داشتند واگر خوانین بختیاری قدرتی درمنطقه کسب می کردند در سایه قدرت و پیوند با این افراد بود.
کلانتران بختیاری از طرف خوانین بزرگ مستقیماً انتخاب می شدندوسمت اداره ورهبری طایفه را بر عهده داشتند.ایل بختیاری از چندین طایفه تشکیل می شد،هریک از طوایف مذکور دارای سرپرستی به نام «کلانتر»بود که عزل ونصب او از اختیارات خان بود وخان، کلانتران را از بین نزدیکترین ومطمئن ترین افراد نسبت به خود انتخاب می نمود.کلانتر مظهرقدرت خان در طایفه بود، وافراد طایفه اطاعت او را پذیرا بودند واین اطاعت تا زمانی به قوت خود باقی بود که کلانتر به نفع طایفه خودفعال وکوشا باشد ولی اگر چنین نبود امکان تعویض کلانتر قطعی می گردید.کلانتران برای حفظ موقعیت وقدرت بیشتراغلب با ایلخان نسبت خویشاوندی به هم می زند وخان هم استقبال می کرد زیرا به قدرت وسیاست هر دو طرف تحکیم  می بخشید .(صفی نژاد،1368: 83) و( کریمی ،1368: 81)
عواملی که در انتخاب کلانتران از طرف خوانین در نظرگرفته می شد عبارت بودنداز: سابقه و اصل و نسب خانوادگی سن،بنیه مالی ،قدرت جسمانی،شجاعت،مهارت در تیرانداری وسوارکاری،قابلیت وقدرت تدارک افراد در جنگهای دورن ایلی وبرون ایلی،قدرت وقابلیت رهبری در حل وفصل دعاوی واختلافات موجود در طایفه وقدرت گردآوری مالیات طایفه بود.(کیاوند،1374: 97)
 از برخی اسناد می توان چنین استنباط كرد كه کلانتران معمولاً جزء دامداران عمدة طایفه و زمین داران به شمار می آمدندوامکانات مالی قابل ملاحظه ای داشتند واز مالیاتی که از هر طایفه گرفته می شد سهمی از طرف خوانین به آن ها پرداخت می شد.(سندشماره1) و(نیکزاد امیرحسینی ،1354: 360)
در پاره ای از موارد با احكامی از كلانتران بختیاری مواجه می شویم كه این احكام نه از طرف خوانین بختیاری بلكه مستقیماً از طرف پادشاهان صادرشده است.( اسناد شماره 1و2)
بعدازسال 1304ﻫ ش به دنبال تحولات سیاسی که صورت گرفت- به قدرت رسیدن  رضاخان_ وتغییراتی که در نظام سلسله مراتبی کهن صورت گرفت ،خوانین مجبور به اقامت در شهرهای بزرگ شدند،کلانتران در آن زمان هم نقش خوانین بزرگ وهم کلانتر را بعهده گرفتندو به عنوان حلقه میانی هرم ایلی نه تنها باقی ماندند بلکه قدرت و نفوذ آن ها نیز نفوت گردید.(دیگار،1369: 32) کلانتران دیگر به پیشنهاد کدخدایان     تیره های یک طایفه و با حکم فرماندار نظامی منصوب می شدند و برای حل وفصل دعاوی طایفه با مأموران دولتی همکاری می کردند.معیار انتخاب کلانتر در این دوره عبارت بود از:استعداد ایجاد رابطه با مقامات دولتی ،داشتن قدرت کلام بیشتر وآگاهانه تردر برخورد با مقامات دولتی ،واینکه فعال ترین وثروتمندترین عضو طایفه باشند .(خسروی،بی تا: 91)

   کــدخدایان بختیاری

درهرم طبقاتی بختیاری ها بعد از کلانتران کدخدایان قرارداشتند که از سوی کلانتران وبا موافقت و تأیید خوانین و با حکم رسمی برگزیده می شدند.از احكام كدخدایی می توان چنین برداشت كرد كه كلانتران فرد یا افرادی را به عنوان كدخدا به ایل بیگ معرفی می كردند و ایل بیگی حكم كدخدایی آن فرد را صادر می كرد.(سند شماره 3)در برخی مواقع به صورت همزمان دو نفر به عنوان كد خدا انتخاب می گردیدند.(اسناد شماره 4و5) اگرچه کدخدایان ابتدا از طرف کلانتران و خوانین منصوب  می شدند اما اغلب پس از مرگ کدخدایی مقام او به صورت ارثی به پسر بزرگش محول می گردید. (بیشوب،1375: 130)و( دالمانی،1378: 72)
و کدخدایان نیز با مردم زندگی می کردند ومستقیماً با افراد طایفه وتیره تماس داشتند وکارهای مردم را فیصله می دادند ودر جمع آوری مالیات وسایر عوارض نقش بسزا داشتند.از جمله وظایف و اختیارات كدخدا مجازات افراد خلافكار بود كه در احكام كدخدایی به این موضوع اشاره می شده است.(سند شماره 6) گاهی کدخدایان برای انجام امورات طایفه مستقیماً ازطرف خان منصوب می شدند ودر صورت عدم رضایت عزل می گردیدند. (مکین روز،1373: 112)
از آن جا که هر کلانتر سرپرستی چندین تیره وابسته به طایفه خود را به عهده داشت و سرپرست هرتیره را به نام کدخدا می شناختند که مستقیماً کدخدایان در ارتباط با کلانتر بودند واز آن جا که هرتیره شامل چندین «تش»بود وبر هر«تش» ریش سفیدی حکم می راند بنابراین ریش سفیدان چندی در قلمرو فرماندهی کد خدا قرار می گرفتند.
رهنمودهایی که کلانتر به کدخدایان می داد با پشتوانه قدرت کلانتر اجرا می گردید وبه هنگام اجرا افراد تیره مجبور به تمکین از او بودند چون نیاز به حمایت کدخدا وکلانتر را حس می کردندو می دانستند کدخدا رابطة بین کلانتر وریش سفیدان «تیره ها »است .
کدخدا ضمن اینکه نماینده کلانتر ومورد تأیید او نیز می بود، می بایستی مورد اعتماد اعضاء تیره نیز باشد ازاین رو کلانتران سعی می کردند به کدخدائی صحه گذارند که بیشتر مورد اعتماد مردم باشد چون رضایت افراد پشتوانه قدرت کدخدا محسوب می گشت ودر واقع این مردم بودند که ابتدا برای کدخدائی فردی اظهار علاقه می کردند سپس کلانتران به آن رسمیت می بخشیدند وخان بدان صحه می گذارد.
کدخدا سعی می کرد تا در تیره دودستگی ونارضایتی ایجاد نگردد زیرا درصورت بروز چنین پیشامدی از قدرت کدخدا کاسته می گردید وتصمیماتش با موفقیت روبرو نمی شد. (پیمان،1351: 170و172)
منصب کدخدایی در دوره پهلوی اول برخلاف ادوار کهن به عنوان منصبی اداری تعریف گردید و با هویت و موقعیت سابق آن قابل مقایسه نبود به عبارت دیگر کدخدایان دوره ی پهلوی با کدخدایان دوره ی قاجار از نظرگاه گوناگون تفاوت داشتند.
پس از اسکان اجباری عشایر، کدخدایان طبق قانون مصوب آذر 1314از طرف مقامات دولتی انتخاب می شدند که پس از شهریور 1320وشروع مجدد کوچ هرتیره دارای دو کدخدا شده بود.(سند شماره ) یکی کدخدای قبلی ایل ودیگری کدخدایی روستایی بودند کدخدایان روستا می بایست مقیم در یکی از دهات محل مأموریت خود باشند ومقداری زمین قابل توجه را مالک باشند که این مسئله باعث می شد افراد مورد توجه خوانین برای کدخدایی صاحب زمین ورعیت گردند ودر قالب قشربندی اقتصادی جزء دامداران و یا کشاورزان مرفه به حساب آیند وجهش قشری پیدا کنند وبا وقوع انقلاب اسلامی کدخدایان عملاً از صحنه اجتماعی وسیاسی بختیاریها حذف گردیدند.

ریــش سفیدان بختیاری

ریش سفیدان برگزیده کدخدایان بودند واز متن تیره ها واولاد هاانتخاب می شدند وبه فعالیت کدخدایان سرعت عمل می بخشیدند همکاری وهمگامی آن ها موجب می شد که رضایت سایر عناصر فرماندهی را از سرمردم کم شود.در هریک از قشرهای تیره ها معمولاً یک نفر متشخص وکاردان دیده می شد که در حل اختلافات داخلی ویا خارجی قشر مورد مشورت قرار می گرفت ،این قشر هم در زمان خوانین وهم پس از حذف خوانین وجود داشتند.(خسروی،بی تا: 92)
سرپرست هر«تش» یا اولاد که شامل چند خانواده خویشاوندبودند ریش سفید نامیده می شد ونام چنین فردی بر«تش»نیز اطلاق می گردید.امور داخلی هر«تش»توسط ریش سفیدان همان «تش»انجام می گرفت وچون تمامی اعضاء «تش»خویشاوند بودند ودر جمع خویشاوندی ،بزرگتر فامیل «ریش سفید» ریاست تش را به عهده می گرفت واز نزدیک از رویدادهای روزانه «تش»آگاه بود .
ریش سفیدان در امور خارجی «تش»فعالیتی نداشتند واین امور به عهده کدخدابود که نماینده کلانتر محسوب می گشت و دستورات کلانتر توسط کدخدایان به ریش سفیدان « تش ها  » ابــلاغ  می گردید.  (صفی نژاد،1368: 48)
در طوایف بختیاری هرتیره به چند «تش»تقسیم می گردد، تش واحدی است ذهنی چون در یک لحظه زمانی شاخه های مختلف آن که به اولاد شهرت دارند قابل رویت نیستند.سرپرستی هرتش را فرد کاردان و سرزبان داری از همان تش به عهده دارد که به «ریش سفید»مشهور بود ،معمولاً ریش سفیدان افراد پخته وکاردانی بودند که از طرفی رتق وفتق امور اجتماعی تش به عهده آن ها بود واز طرف دیگر رابطی بین کدخدایان وکلانتران واجرای امورسیاسی تش بودند.
خانواده های یک تش همه با هم خویشاوند نزدیک ودارای نیای مشترک نیز می باشد ودر واقع تش مرز گروه خویشاوندی نزدیک است .در صورت بروز اتفاقی برای یکی از اعضاء تش، بسرعت خبر آن در واحدهای کوچکتر تش(اولاد)پخش شده وریش سفیدان واعضاء فعال به اجرای وظایف محوله همت می گمارند. (پوربختیار،1387: 125-124)
پس از ظهور رضاشاه و اسکان عشایر خوانین بختیاری تضعیف و سرکوب شدند و عشایر بختیاری جذب زندگی شهری وروستایی شدند و مقامات ایلی جامعه بختیاری از بین رفت ، در میان ریش سفیدان دگرگونی به این شدت نبود، اگرچه از احترام و ارزش آن ها در زندگی جدید بختیاری ها کاسته شد اما آن ها هم چنان از اندک احترامی برخوردار بوده و حتی تاکنون نقش و اعتبار خود را به طور کامل از دست نداده اند. 

       طبقات پایین هرم جامعه بختیاری

بدنه ی اصلی هرم بختیاری از عشایر ساده تشکیل می شد که همه مسئولیت پرداخت ها ودادن سوار جنگی به دوش آنان استوار بود ودر حقیقت ستون اصلی این هرم بودندکه همه این بارها اجزاء دیگر را به دوش می کشیدند.
طبقه دیگری در ایل وجود داشت که از نظرکلی دارای ارزش کمتری بودند وآنان در قاعده هرم قرار داشتندکه کاسب ها ،نوازندگان کلاه مالها ونمد مالها وسازندگان ابزاردستی(غربتی ها) بودند.
بخش مشاغل اجتماعی نه تنها به دلیل اقتصادی آن بلکه به دلیل موقعیتی که در برابرایل داشت در خور توجه ویژه ای بود اگرچه شغل کشاورزی و داد و ستد به هیچ وجه در بختیاری ها نفرتی تولید نمی کرد و موجب تحقیر نمی شد برعکس سایر اعمال فنی وساختنی (غیرازبافندگی)برایشان چنین حالتی داشت ،این فنون ضعیف ترین بخش را در فرهنگ بختیاری تشکیل می داد بعضی از این فنون مثل تخت کشی،گیوه کشی،نمدمالی وآهنگری کلاً در فعالیت های کوچ نشینان وجود نداشت وانجام دادن این امور به صنعت گران متخصص در آن ها واگذار می شده است ،که در بختیاری از آن ها با واژة کلی «غربتی» یاد می شد که به معنی بیگانه ازایل می باشد ،باوجود تخصص ویژه آن ها در این فنون وانحصاری بود نشان،بختیاری ها آن ها را به شدت حقیر می شمارند.(دیگار،1369: 42و43)
در بین طوایف عده ای از سادات متنفذ وجود داشتند که در دهات و روستا ها زندگی می کردندوزمین های مزرعی را کشت وکار می نمودندودر کنار هرروستا هم برای تقدس ونزدیکی به خدا یک امام زاده به چشم   می خورد سادات تمام سکنه به خصوص طوایفی را که به غارت وراهزنی اشتغال داشتند به زهد وتقوی  فرا می خواندند وروی هم رفته با تمام طوایف حسنه ای داشته اند.
این گروه های شغلی که در پایین هرم جامعه بختیاری قرار داشتند در ساختار قدرت سیاسی نقش قابل توجهی ایفا نمی کردند و طبقات بالای جامعه بختیاری با آن ها وصلت نداشتند و ازدواج آنان نیز درون گروهی بود و از جایگاه اجتماعی خاصی برخوردار نبودند اما با دگرگونی های که در ساختار اجتماعی سیاسی بختیاری ها صورت گرفت جایگاه این گروه ها نیز دچار تغییر شد و امروزه از نظر اجتماعی موقعیت بهتری پیدا کرده اند.

نتیجه

جامعه بختیاری به علت ساختار ایلی و عشایری آن که مبتنی بر زندگی به شیوه کوچ نشینی بود، وحدت و انسجام و روش خاصی را می طلبیدند، این انسجام نیز تنها با داشتن رهبر  یا یک نظام رهبری که معتقد به وحدت و هماهنگی باشد، میسر بود. عبور از مناطق و کوهستان های صعب العبور ، گذر از رودخانه های خروشان و مواج، احتمال درگیری میان طوایف و تیره های بختیاری بر سر عبور از ایل راه ها با استفاده از چراگاه ها و امکان درگیری با دیگر ایلات هم جوار، وجود رهبری را در میان بختیاری ها ضروری و لازم می گردانید.
علاوه بر این نیازاجتماعی و امنیتی، عواملی هم چون هم خونی ، پیوند سببی،هم جواری و هم پیمانی میان آنان پیوند را عمیق تر می نمود و گرایش آنان را به برقراری امنیت و نظم جامعه عشایری بیشتر می نمود، لذا کسی در رأس هرم قدرت قرار می گرفت که به این نیاز حیاتی آنان – نیاز به امنیت- بتوانند پاسخ دهد.
قدرت در ایل بختیاری از سطوح و لایه های مختلفی تشکیل می شد. وایل  از اتحاد طوایف مختلف شکل می گرفت خوانین به عنوان رهبران طوایف سعی می کردند تا رهبری ایل را در دست بگیرند و در این راه  از تمامی ابزارها و حربه ها بهره می بردند . خوانین قدرت و اعتبار خود را از طریق شرف خونی و یا نسبی و یا از طریق نسان دادن لیاقت و شجاعت به دست می آوردند.
اگرچه سلسله مراتب قدرت در ایل بختیاری دچار تغییر و تحول گردیده است اما همواره در راس ایل، ایلخان جای داشت و بعد از او کلانتران ، کدخدایان ، ریش سفیدان و معتمدان محلی قرار می گرفتند. که شیوه انتخاب آنان بر اساس ضابطه یا قانون خاصی نبود.
اعمال قدرت خوانین و سران در ایل بختیاری به شیوه های گوناگونی صورت می گرفت، که مهم ترین ویژگی آن وحدت قبیله ای و قومی و تکیه بر سنت های ایلی بود.
دورشدن بختیاری ها از فرهنگ سنتی، جدا شدن خوانین از ایل ، مجازات برخی از خوانین و روسای ایل، باعث کاهش قدرت خوانین و اضمحلال نظام خانی در ایل بختیاری گردید اگرچه اسکان اجباری آنان در دوره رضاشاه و اصلاحات ارضی و ملی کردن مراتع در دوران محمدرضاشاه ، و بعضاً خودکامگی و استبداد برخی از خوانین نیز در کاهش قدرت آنان نمی توان نادیده انگاشت.
در مقایسه با گذشته هرم قدرت دستخوش تغییراتی گردید.خوانین بختیاری که ریاست ایل  بختیاری را بر عهده داشتند ،جایگاه خود را ازدست  دادند و نفوذ آنان محدود و بسیار کاسته شد .ولی روسای طوایف وتیره ها و اولادها همچنان از نفوذ فراوانی برخودارند هرچه به رده های اجتماعی پایین تر نزدیک شویم روساء وافراد برجسته از نفوذ واحترام بیشتری برخوردار هستند.عامل اصلی حفظ و بقاء کلانترهاوریش سفیدان ونفوذ آنان،پیوندخونی واحساس همبستگی شدید آنان با اعضاء طوایف وتیره ها می باشد .روابط عاطفی وفامیلی با اعضاء طوایف وتیره ها ،نفوذ در سازمان اداری ،جایگاه محلی ومتمول بودن اغلب آنان ، پایگاه وموقعیت اجتماعی آنان را قوت می بخشید .
دگرگونی قدرت در ساخت اجتماعی بختیاری ها پیامدهای سیاسی ،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قابل ملاحظه ی به دنبال داشت.گذار از شیوه زندگی کوچ نشینی به یکجانشینی و شهرنشینی، کاهش وحدت قبیله ای ،کم رنگ شدن عصبیت های قومی و نظام خویشاوندی پدرتباری، سست شدن سنت ها و رسوم گذشته و گرایش به نوگرایی و تجدد از پیامدهای دگرگونی در ساخت اجتماعی بختیاری ها بود.
در بعد سیاسی حاکمیت مطلق خوانین پایان یافت و خوانین و روساء در شکل مصلحان اجتماعی و دلسوزان قوم ظاهر شدند و اتکاء طوایف و قبایل به سران و روساء از بین رفت و نظام خویشاوند سالاری جای خود را به حاکمیت دولت مرکزی داد.
از نظر اقتصادی با رویکرد بختیاری ها به یکجانشینی از اتکاء آنان به اقتصاد معیشتی و دامپروری کاسته شد و وابستگی زندگی آنان به مراتع و چراگاه کاهش یافت و با ورود به شهرها به مشاغل خدماتی و صنعتی روی آوردند.

*استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه  Email: ezat.ab1342@yahoo.com
* این مقاله در مجله ی علمی و پژوهشی جستارهای تاریخی و مجله علمی پژوهشی پژوهش های تاریخی دانشگاه اصفهان به چاپ رسیده است.

پی نوشت ها
1- با فروپاشی حكومت اتابكان لر بزرگ ، قلمرو آنان بین ایلات وطوایف مختلف تقسیم شد ودر رأس هر ایل افرادای به نام «خان» قرار گرفت، پس از سقوط اتابكان بختیاری ها بر بیشتر نواحی و قلمرو آنان مسلط گشتند، اساس وپایه جامعه بختیاری بر همان شكل گذشته در دوران لر بزرگ و بر اساس جامعه ایلی ،انسجام درونی ویكپارچگی قبیله ای تداوم یافت.(گارثویت،1373: 103)
2- همان اجاق یا آتش است، در بختیاری به واحد ایلی کوچکتر از تیره و بزرگتر از کروبو یا مال تش گفته می شد.تیره : به واحد ایلی کوچکتر از طایفه و بزرگتر از تش در جامعه بختیاری تیره می گویند. در رده بندی نظام ساختی هر ایل رده بعد از طایفه را تیره می نامند كه معمولاً از مجموعه چندتیره یك طایفه شكل می گیرد كه ریاست تیره در گذشته با كدخدا بود كه نماینده كلانتر است. (صفی نژاد، 1381: 134)
3- اولاد:هرتیره به چنداولاد تقسیم می شود و هر اولاد از ده ها خانوار شكل می گیرد و هر اولاد دارای سرپرستی است كه «ریش سفید» اولاد نام دارد. خانواده های یك اولاد همه با هم خویشاوند و دارای نیای مشتركی می باشند. (صفی نژاد،1381: 135)
4- واژه ی كُر وبَو از تركیب دو كلمه «كر» كه در گویش لرها به معنی پسر و «بو» كه به معنای پدر است پدید آمده است كه معمولاً شامل خانوارهای عموزاده می شود.و  به معنای پدر و پسر و منظور از آن واحد ایلی کوچکتر از تش و بزرگتر از بهون «مال» می باشد که در ایل بختیاری و به ویژه در زمان کوچ بختیاری به آن مال نیز می گویند.مال: واحد ایلی برابر با کروبو می باشد هنگامی که یک واحد کروبو بختیاری در طی کوچ یک اردوگاه تشکیل می دادند به آن ها مال می گفتند.
5- واژه ی خین و چو در گویش لرها كه اصطلاح دوكلمه ای است كه شامل «خین» به معنی خون و «چو» كه مخفف چوب است، می شود وبه پیمانهای گفته می شد كه طوایف درون یك ایل باهم منعقد می نمودند تا در موقع درگیری ها با طوایف دیگر واحیاناً جمع آوری دیه وخون بها به همدیگر كمك نمایند و اتحاد و همبستگی داشته باشند.اختلاف و درگیری در بین طوایف مختلف ایل بختیاری باعث می شد تا برای جلوگیری از تداوم جنگ و خون ریزی الگوی بازدارنده و کارآمدی در گویش بختیاری با عنوان «خین»و «چو» تعریف و تبیین نمایند.بر طبق رسم خین و چوب، اجزاء ایلی که گاه اشتراکات نسبی و خونی با یکدیگر ندارند، با
هم متحد می شوند و سوگند می خوردند تا در مقابل تجاوز دشمن به یکی از آن ها و یا درگیری یکی از آن دو با طایفه و تیره دیگر به کمک یکدیگر بشتابند. این قانون عرفی همانند قانون خویشاوندی و رسم بسته کشی براساس اشتراکات نسبی یا خونی نیست.(دیگار،1366: 30) و( پوربختیار،1387: 141-133)    
6- شاخ شماری: یک نوع مالیات دامی در ایل بختیاری که دامداران براساس تعداد شاخ های چهارپایانشان به حکومت بختیاری یا دولت مرکزی مالیات می پرداختند. 
7-لنگ:به معنی لنگ یا پا اصطلاحی مال ومالیاتی می باشد که بختیاری بر آن اساس مالیات به دولت پرداخت می کردند. ایل بختیاری به دوشاخه چهارلنگ و هفت لنگ تقسیم می گردید. 




نوع مطلب : ایل بختیاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
a href="http://www.ehda.ir">


دریافت كد ساعت